![]() |
![]() |
|
|
سلامی گرم به همه یاران و دوستانم
بعد مدتها دوباره هوس نوشتن کردم و دست به کیبرد شدم خیلی وقت بود که با وبلاگم قهر کرده بودم نپرسید چرا چون خودمم نمیدونم چرا ... تصمیم داشتم وبلاگ جدیدی راه بندازم ولی نتونستم یعنی هم دلم نمیومد این بلاگ رو ول کنم خاک بخوره نه حالی واسه نوشتنش بود البته این اواخرم یکی نمی ذاشت که بیام تو اینترنت و بنویسم ( بفهمه که دارم غیبتشو میکنم کله منو میکنه ) آخه چند وقتیه شبا دارم به مخابرات حال میدمو کلی پول تلفن میدم .آخه یکی نبود بگه پسر خوب نونت کمه آبت کمه Love ترکوندنه شبانت چیه ...... بگذریم نمی خوام دیگه ولش کنم هم وبلاگ و هم تلفنای شبونه رو !! واسه همین اومدم که بمونم ... نمی دونم از بر و بچ قدیم که همیشه منو همراهی میکردن کیا موندن و کیا مثل من بیخیال شدند ولی من برگشتم که بمونم الانم باید برم ولی زود به زود میام و به همشونم سر میزنم ... قول مردونه زنونه بچه گونه .... یه مطلب کوچیکم میذارم واسه ماشین بازا که حالشو ببرید .. مخلص همه بچه های باحال اینم یه مطلب باحال در باره ماشین جدید اوباما دقیقا پس از آنکه بودجه کمکی برای نجات دادن شرکتهای ماشین سازی آمریکا از ورشکستگی تصویب شد٬ از ماشین جدید رییس جمهور آمریکا پرده برداری شد.این ماشین با دو نام خوانده میشود “اوباماموبیل” یا “زشت” . این ماشین با شیشههای ضدگلوله به ضخامت ۳ اینچ. با بدنه ای مانند تانک با ضخامت ۸ اینچ و ضد بمب شیمیایی اینقدرها هم زشت نیست.در جلوی ماشین دوربینهای با دید شب تعبیه شده و در عقب تفنگ و گاز اشک آور جاسازی شده است. حتی چندین واحد خون برای اوباما در این ماشین تعبیه گردیده است تا در صورت لزوم از آن استفاده شود.باک بنزین با فوم به جای بنزین معمولی پر شده که قابل اشتعال نباشد. با اینکه لاستیکها ضد گلوله هستند اما رینگها طوری طراحی شده اند که حتی در صورت انفجار لاستیکها به جای لاستیک عمل کنند.
|
|
آنشب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صد ساله به یک جرعه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم
بعضی از عشق ها مثل داستان حضرت نوح میمونه یعنی بعضی ها از ترس توفان پیشت میاند بعضی از عشق ها مثل داستان حضرت ابراهیمه یعنی همه چیزتو باید قربانی کنی بعضی از عشق ها مثل داستان حضرت مسیحه یعنی تو رو به صلیب میکشه بعضی از عشق ها مثل داستان حضرت موسی میمونه یعنی تا دور میشی یه گوساله جاتو میگیره
کیستم من ؟ زاده یک شام لذت بار ناشناسی پیش میراند در این راهم روزگاری پیکری با پیکری پیچید من به دنیا آمدم بی آنکه خود خواهم.........
در گذرگاه زمان خیمه شب بازیه دهر با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد عشق ها میمیرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطرهاست که چه شیرین و چه تلخ دست نخورده بجا میماند.......
|
|
شاید آنروز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت باید این جور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباریست |
|
سلام دوستان عزیزم شرمنده که دیر به دیر سر میزنم میخواستم زودتر از اینا بیام ولی نشدش که بشد . بگذریم نمیدونید این جمعه ای که گذشت چه روز گونده ای بود بیخودی با کله نرید تو صفحه سررسیدتان ببینید چی شده بود آخه انقده گونده که جا نشده بود تو اونا بنویسنش بی خیالش شدن منم به روی خودم هیچ نیاوردم آخه اصولا آدم گیری نیستم (اینو دروغ گفتم) حالا هی نمی خواد کله تانو بخارانید بفهمید چی شدست در 28 سال پیش در چنان روزی (21 دی) من یه غلطی کردم و بیخود و بیجهت بهشت با همه هلوها و زردآلوهاش ول کردم اومدم تو این دنیا و تازه اوج حماقتم این بود بین این همه کشور (منظورم کشورای جهان اول و به قول بروبچ باسواد امپریالیستی) اومدم تو این ایران . به هر حال حالا که اینجاییم و زنده ایم و زندگی که نه زندمانی می کنیم. خلاصه اینکه هنوزم ول مطلیم . قربانتان بشم . تا بعد........................
اگر یک بمب در یک کشور منفجر شود.... در آمریکا:دولت برای حمله به چند کشور و لشگرکشی به بقیه دنیا آماده می شود. در روسیه:نصف مردم کشور فورا بازداشت و بازجویی می شوند. در چین:روزنامه ها دموکراسی غربی را به باد انتقاد می گیرند. در انگلیس:شبکه جاسوسی این کشور از زیر بنا تغییر می کند. در اسراییل:دولت خانه تمام فلسطینیا رو خراب می کند. در سوئیس:مردم از هم می پرسند:"صدای چی بود؟" در ژاپن:قیمت سهام بالا و پایین میرود بسیاری ورشکسته و خودکشی می کنند. در عراق:شیعه ها سنی رو و سنی ها شیعه ها رو متهم می کنند. در کشور عزیزمان ایران:روزنامه ها یکدیگر را متهم می کنند.احزاب به جان هم می افتند.تمام قیمتها بالا می رود و نرخ ارز چند برابر می شود.طرفداری مذاکره با آمریکا جرم شناخته می شود.همه را هر جا که باشند تفتیش می کنند و در این شلوغ بازار بمب گذار از کشور خارج می شود........ فرق ما با بقیه دنیا................ اگر گفتید فرق گردش در تهران با پاریس چیه؟ در پاریس هر وقت خواستید گردسپش کنید از ماشین پیاده می شوید در تهران هر وقت خواستید گردش کنید سوار ماشین میشوید. اگر گفتید فرق محل کار ایرانیها و آمریکاییا چیه؟ مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند در اداره کار و در خیابان تفریح.مردم ما در خانه تفریح میکنند در اداره استراحت و در خیابان کار. اگر گفتید فرق یک نویسنده ایرانی و یک نویسنده آلمانی چیه؟ نویسنده آلمانب وقتب کتابش چاپ میشه معروف میشه و نویسنده ایرانی وقتی جلوی چاپ کتابش گرفته میشه معروف میشود. اگر گفتید فرق یک تاجر ایرانی و یک تاجر عرب چیه؟ تاجر عرب از وقتی شناخته میشود موفق و خوشبخت است و تاجر ایرانی از وقتی شناخته میشود ناموفق و بدبخت میشود. اگر گفتید فرق پلیس راهنمایی و رانندگی در ایران با سایر جاهای دنیا چیه؟ در همه جای دنیا وقتی ترافیک ایجاد میشود سر و کله پلیس راهنمایی و رانندگی پیدا میشود و در ایران وقتی این غزیزان می آیند ترافیک ایجاد میشود.
دو داستانک دو کشاورز دوست در دو مزرعه هم جوار زندگی می کردند.یکی تنها بود و دیگری همسر و فرزندانی.محصول خود را برداشت کردند و شبی مردی که خانواده ای نداشت چشم گشود و باقه های محصول خود را در کنار دید و اندیشید خدا چه مهربان بوده است با من اما دوستم که خانوادهای دارد نیازمند غله بیشتری است چنین بود که سهمی از خرمن خود برداشت و به سوی مزرعه دوست خود برد و آن دیگری نیز در محصول خود نگریست و گفت چه فراوان است آنچه زندگی مرا سرشار میکند و دوست من چه تنهاست و از شادمانی دنیای خویش سهمی نمیبرد پس به زمین دوست خود رفت و قسمتی از محصول خود بر خرمن او نهاد.صبح روز بعد که برای درو رفتند هر یک در خرمن خویش نگریست و دید هیچ نقصان نیافته است و این تبادل همچنان ادامه داشت تا آنجا که شبی دوستان فراروی هم آمدند و هر دو با یک بغل خرمن انباشته سو به کشتزار دیگری.افسانه میگوید آنجا که این دو به هم رسیدند معبدی برای دوستی بنا شده است.
در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را دروسط جاده قرار داد و برای اینکه واکنش مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. |
|
ای خالق زمین و آسمانها پروردگار عشق خدای یکتا ای که تویی پناه بی پناهان بر ما رفیق و یار بی نصیبان یارب دلم گرفته از این جماعت جماعتی که دورند از صداقت قسم به شبنم نشسته بر گل قسم به نغمه های پاک بلبل گناه من وفا به اهل بندست گواه من این دل شکستست یارب ز سر لطف حاجتم روا کن به روی من خسته درهای بسته رو وا کن دل دور از گناه رو تو به من هدیه دادی نذار ناکام بمیری تو شهر نامرادی برگ خزانم در مسیر طوفان لبریزم از عذاب روزگاران در انتظار رحمت تو هستم تا بگذرم از کوچه های باران
اگه دل کسی رو بشکنی خرده هاش اول دل خودتو میشکنه. وقتی خاطره های آدم زیاد میشه,دیوار اتاقش پر از عکس میشه ولی آدم دلش برای اون کسی تنگ میشه که نمی تونه عکسشو رو دیوار بزنه . میدونی چرا تو رو تو گل فروشی راه نمیدن چون با دیدن تو گلا خشکشون میزنه. افسوس آن زمانی که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم ,آن زمانی که دوستمون دارند لجبازی میکنیم و بعد برای آنچه از دست رفته افسوس می خوریم . به جای آنکه به تاریکی لعنت بفرستیم تنها یک شمع روشن کنید. چیزی بدتر از آن نیست که حس کنی وجود و عدم وجودمان برای هیچ کس مهم نیست. اگر آفتاب را به نظاره بنشینی سایه را نخواهی دید. شکسپیر: چه بینوایند آنانکه بردبار نیستند. ذهن مثل چتر نجات میمونه وقتی عمل می کند که باز شده باشد. انیشتن: از لباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش . انیشتن: عشق مثل ساعت شنی میمونه همزمان که قلبتو پر میکنه مغزتو خالی میکنه. کاش می دانستیم زندگی با همه وسعت خویش محفل ساده غم خوردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمون ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمون دارند غافلیم.
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد دوست واقعی کسی است که دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه... عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم. بچه که بودم مدام دستم را از دستان نگراني که مراقبم بود رها مي کردم و آرزويم بود که يک بار هم که شده تنها از خيابان زندگي رد شوم، حالا که ديگر نمي شود بچه بود و فقط مي شود عاشق بود، از سر بچگي، هر چه وسط خيابان زندگي سر به هوا مي دوم، هيچ کس حاضر نمي شود دستم را بگيرد و براي لحظه اي حتي مراقبم باشد! مادرم ميگفت: عاشقي يکشب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم که چرا يکشب عاشق نبودم! يه نفر مي گفت: اگه جرات عاشق شدن رو نداري، لااقل لياقت معشوق بودن رو داشته باش! يه نفر ديگه مي گفت : هر کس فقط مي تونه يک نقش داشته باشه، اگر عاشق شدي ، نخواه که نقش معشوق هم به تو داده بشه ! يکي ديگه مي گفت : وقتي جيرجيرک به خرسه گفت عاشقت شدم ، خرسه خميازه اي کشيد و گفت : فعلا زمستونه ، بذار خواب زمستونيم تموم بشه ! .... وقتي بيدار شد ديگه جيرجيکه رو نديد ، آخه عمر جيرجيرکها فقط سه روزه . چشمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه. اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه. عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه. تو وقتی زيبايي که واسه من باشی! آسمون به ماه ميگه عشق يعنی چی؟ ماه ميگه يعنی اومدن دوباره تو ..ماه ميگه تو بگو عشق يعنی چی؟ آسمون ميگه انتظار ديدن تو . به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به توهديه بدهم، گفت: دستانش گرمي مرا دارند. به آسمان گفتم : پاکي ات را به من بده،گفت: چشمانش پاکي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت : زندگيش سبز تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم،گفت:قلبش به اندازه اقيانوس است و آرامشش نيز... از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت: وقتي نگاهش مي کنم خجل مي شوم. به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ نیستم!........... اگر زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا آمدن گریه نمی کردم.
|
|
عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: همان یک لحظه اول, که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان; جهان را با همه زیبایی و زشتی; به روی یکدیگر ویرانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: که در همسایه صدها گرسنه,چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم نخستین نعره مستانه را خاموش آندم, بر لب پیمانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: که می دیدم یکی عریان و لرزان,دیگری پوشیده از صد جامه رنگین, زمین و آسمان را, واژگون,مستانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: نه طاعت می پذیرفتم, نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده, پاره پاره در کف زاهد نمایان, سبحه مردانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان, هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو, آواره و دیوانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان, سراپای وجود بی وفای معشوق را, پروانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: به عرش کبریایی,با همه صبر خدایی, تا که می دیدم عزیز نابجایی,ناز بر یک نارواگردیده خواری می فروشد, گردش این چرخ را, وارونه بی صبرانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم: که می دیدم مشوش عارف وعامی,ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش, به جز اندیشه عشق و وفا,معدوم هر فکری, در این دنیای پر افسانه میکردم. ****** عجب صبری خدا دارد! چرا من جای او باشم; همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد! و گرنه من به جای او چو بودم, یک نفس کی عادلانه سازشی, با جاهل و فرزانه میکردم; عجب صبری خدا دارد !عجب صبری خدا دارد! " معینی کرمانشاهی"
سلام دوستان عزیز ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم و کم به وبلاگهای قشنگتون سر میزنم . یه مدتیه گرفتاریه کاریم زیاد شده .شما به بزرگیه خودتون ببخشید ایشاالله جبران میکنم قول میدم به جون بقال محلمون. بگذریم خدمت برو بچ عرض میشه که آقایون خانوما وبلاگ وقت اضافه یکساله شد.از همه دوستانی که تو این مدت با نظرات گرم و ولرم و سردشون بنده رو مستفیض کردن کمال تشکر و قدردانی دارم خیلی باحالید به قولی گفتنی دمه همتون گرم . خلاصه خیلی مخلصیم . همتونو دوست دارم و دوست دارم همچنان در کنارم باشید... ..... |
|
بازهم آمدی تو بر سر راهم آی عشق میکنی دوباره گمراهم در راه من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دریا سرنوشتم را به یاد آور دنیا سرگذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق در رازم گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم آوازم میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا می نویسم اوج غمها را....
زندگی تفسیر سه کلمه است:خندیدن ,بخشیدن,فراموش کردن.پس همیشه بخند,ببخش و فراموش کن. شکسپیر: همیشه غمگین ترین و بدترین لحظه زندگی آدم توسط همون کسی ساخته میشه که شیرین ترین و بیاد ماندنی ترین لحظات را برات داشته. شکسپیر:فراموش کن چیزایی رو که نمی تونی بدست بیاری و بدست بیار چیزایی رو که نمی تونی فراموش کنی. شکسپیر:اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد. به خدا گفتم به من همه چیز بده تا از زندگی لذت ببرم.خدا گفت: به تو زندگی میدم تا از همه چیز لذت ببری. دکتر شریعتی:کاش در دنیا سه چیز نبود:غرور,دروغ,عشق.انسان با غرور میتازد,با غرور میبازد و با عشق میمیرد. محبت مثل سکه میمونه که اگه بیوفته تو قلک قلب نمیشه درش آورد,اگر هم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی. دل آدما به اندازه حرفاشون بزرگ نیست ولی حرفی که از ته دل باشه میتونه آدمه بزرگی بسازه. ناپلئون بناپارت:نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترینها و سریعترین ها پایان نمی پذیرد.دیر یا زود برد با کسی است که بردن را باور دارد. ناپلئون بناپارت:حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش,چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی,چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایستی. به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو بنگرد,به دلی دل بسپارکه جای خالی برات داشته باشه و دستیرا بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد باشه. به چیزی که از دست دادی حسرت نخور,به چیزی که داری شاکر باش,به چیزی که می خواهی داشته باشی مشتاق باش. از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما میرسد نه آنچه آرزویش را داریم. زندگی یعنی ناخواسته به دنیا آمدن,مخفیانه گریستن,دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمی پذیرد سوختن. گوتو:هیچ وقت مغرور نشو برگها وقتی میریزند که فکر میکنند طلا شدند. یادت باشه دنیا گرده هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی. زندگی هنر نقاشی کردن بدون پاک کنه,سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته بر میگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی. آنتوان چخوف:از میان کسانی که برای دعای باران به تپه میروند,تنها آنان که با خود چتری میبرند به کار خود ایمان دارند. هیچوقت آرزو نکن که تو دنیا جای کسی باشی اگه یه وقت آرزوت برآورده شه جای خودت تو دنیا خیلی خالیه. لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن قهوه داغ زیر برفه,درسته که هوا رو گرم نمیکنه ولی تو رو دلگرم میکنه. از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگر هیچ کسی رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن شاید هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه. |
|
آدمک
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند فکر تو ارزشمند است فکر کن فکر کن گریه چه زیباست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند صبح فردا به شبش نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی آنچه به یادت دادیم پرزدن نیست که درجاست بخند آدمک نغمه آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند داستانک دادگاه خانواده - حاج آقا(قاضي): خودتونو كامل معرفي كنيد... - شوهر: كاظم! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتري! ديلپم ردي!?? ساله! - زن : نازيلا! ليسانس هنرهاي تجسمي از دانشكده سيكتيروارد فرانسه! ?? ساله! - حاج آقا : چه جوري با هم آشنا شديد؟ - شوهر : عرضم به حضور اَن ورت حاجي! ايشون مارو پسند كردن! مام ديديم بد گوشتيه گرفتيمش!!! - زن: حاج آقا مي بينين چه بي چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست! - شوهر: حاجي چرت ميگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بي گناهيه كامل! - حاج آقا : جرمت چي بود؟ - شوهر : حاجي جرم كه نمي شه بهش گفت! داش كوچيكم حرف گوش نميكرد ... مختوع النسلش كردم ! - زن : حاج آقا مي بينين چقد بي احساسه ! - حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلي تقاضايه طلاق كردين ؟ - زن : حاج آقا ما الان درست ? ساله كه ازدواج كرديم ولي اين آقا اصلا عوض نشده ! - شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجي بده اصالتمو از دست ندادم ؟ - حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگيرين؟ - زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم! حاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه! - شوهر : بابا سرویس نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپوش !! اونو نپوش ! حاجي طاقت مام حدي داره ! - زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپوشه! - شوهر : حاجي ميخوايم بريم خونه اون باباي قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزني ! به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولي پايين رفتنش با شابدوالعظيمه ! حاجي ما از بچگي عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صحبتا ! - حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه ! - زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواري نپوش ! يكي مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش! - شوهر : حاجي من اصن بدون زيرشلواري خوابم نمي بره ! بابا چارديواري اختياري ! راستش اينجا جاش نيست ولي باباي خدا بيامرزم ميگفت : - حاج آقا : خدا بيامرزتش ! - شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعي كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكني !! يكي سيغار ! يكي زيرشلواري ! حاجي جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته ! آخه خداييش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!! - زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعي كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد ! - شوهر : حاجي رفته واسه من معلم خصوصي گرفته ! فارسي را درست صوبت كنيم ! ديگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم ! حاجي خسته مونده از سر كار ميام خونه به جاي چايي واسه من كافي شاپ مياره ! درسته آخه ؟! حاجي از وقتي گرفتمش ?? كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتيشيا داده به خورده ما!!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتي و از اين آت آشغالا. حاجي هركي يه سليقه اي داره ! خب منم عاشق آب سيرابي با كيك تيتاپم !!! - زن : حاج آقا يه روز نمي شه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وثيقه آزادش كرديم ... - شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسي نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنم !!! -حاج آقا:خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگي و اقتصادي داشتين چرا با هم ازدواج كردين ؟ - زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم...
تقسیم بندی مرد ها و زنها مردها کلا به سه گروه اصلی تقسیم میشن: گروه اول مردهائی هستند که دوست دارن خودشون رو بدبخت کنند! این دسته از مردان میرن زن میگیرن! (دیگه خودتون تا آخرشو بخونین!) گروه دوم مردهائی هستند که دوست ندارن خودشونو بدبخت کنن، ولی تا چشم باز میکنن میبینن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت کردهاند! این گروه میرن کشیش کلیساهای کاتولیک میشن! آخرین گروه هم مردانی هستند که میرن زن میگیرن، بعدش بازهم میرن زن میگیرن، اونوقت میرن یه زن دیگه هم میگیرن و یه دو جین هم صیغه میکنن! این گروه میرن فقیه میشن و مرجع تقلید مسلمین جهان! و اما زنها کلا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن: گروه اول زنهائی هستند که مردها رو بدبخت میکنن! گروه دوم زنهائی هستند که اشک مردها رو در میارن! گروه سوم زنهائی هستند که جون مردها رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم زنهائی هستند که کاری میکنن مردها روزی 18 بار (میانگین!) آرزوی مرگ کنن! گروه پنجم زنهائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستند (ولی هستند!!)
بدترین درد
بدترین درد این نیست که عشقت بمیره . بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی . بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه . بدترین درد اینم نیست که یکی رو دوست داشته باشی و اونم ندونه. بدترین درد اینه که یکی بمیره و اونوقت تو بفهمی که دوستت داشته................ |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تو این بلاگ هر چی عشقم بکشه میذارم بلاگه خودمه
|
|
RSS
|